امروز تولدمه
حالا شدم یه زن 30 ساله و دهه ی 20 زندگیم به چه سرعتی تموم شد به عقب که بر میگردم میبینم تو 10 سال گذشته تموم اتفاقای مهم زندگیم افتاد بیشترش دردناک بود تا خوب. مامانم فوت کرد ،ازدواج کردم ، اهورا به دنیا اومد ، چند بار تا پای طلاق هم پیش رفتم زیاد اذیت شدم اذیت کردم،امیدوارم دهه ی 30 زندگیم البته اگه زنده بمونم به بدیه 20 نباشه..........
درووووووود بر دوستان عزیزممممم.
نبودم چون رایانه خانومم مشکل فنی پیدا کرده بود و دل و روده ش رو عوض کردیم
.بعد از اون اینترنتمون مشکل فنی پیدا کرد
همش اِرور یوزر و پسورد میداد یه 2 هفته هم واسه این مشکل سر کار بودیم به قول خودشون از مرکز ایراد پیدا کرده بود اونا هم پشت گوش مینداختند تا اینکه پدر جان ِ اهورا سرشون دادو بیداد کرد همون روز درست شد گفتم ای کاش زودتر این کارو میکردی
.
روز پدرو مرد رو هم پیشاپیش به همه ی پدرا و آقایون چه مجرد چه متاهل تبریک میگم
گرچه روز زن هیچی نسیب خودم نشد نه کادو نه تبریک فقط خودمون خانوما هی به هم اس ام اس میدادیم به خودمون تبریک میگفتیم
،پسر گلمم که بعد از 2 هفته که از روز مادر گذشته برگشته بهم میگه مامان روز مادر کی هست
؟ میگم به خسته نباشی پسرم تمووووووووووووم شد رفت تو تازه یادت افتاده ،میگه پس چرا بهم نگفتی ؟؟؟ میگم حالا اگه میگفتم چیکارمیکردی اهورا
؟؟ میگه خوب برات یه نگاشی میکشیدم 
5 شنبه هم داریم میریم خونه ی خاله ماهی، اهورا جون از دیروز داره کچلم میکنه کی میریم چند تا دیگه بخوابیم ، من گول میدم شلوغ نکنم
اذیت نمیکنم
خدا بخیر کنه از حالا داره قول میده معلوم نیست چه آتیشی میخواد بسوزونه . خاله ماهی آماده باش که ...
خوب دیگه پاشم تنبلی رو کنار بذارم بیام سر بزنم بهتون.دوستتون دارم 
این خنده شیطانی مال اینه که اینجا وبلاگ من نیست
زنگ زدم به خانوم میگم دختر چرا نیستی بچه ها نگرانت شدن!!!
ریز ریز میخنده میگه سیستمم خرابه!!!
بعدم پسشو ازش گرفتم،یعنی خودش داد آ،که بیام اینجا اینو بنویسم
وااله،شانسو میبینی،نمیان ملت نگران میشن
من اگه یه سالم نیست و نابود شم کسی سراغمو نمیگیره
________________________________________________________
عه راستی من ماهی هستم،
همون ماهی تنگ بلور بابا
عه ماهی دیگه!!
جدی ماهی رو نمیشناسی؟
ماهی آ!!!
نوچ؟!!
هیچی پس،من دوست تاتی هستم فقط
اهورا کتاب واحد کارش رو گرفته بود جلوش داشت نگاه میکرد به یه صفحه که مال شهادت امام رضا بود رسید .(معلمشون براشون توضیح داده بود ه امام رضا چه جوری به شهادت رسیده )
اهورا : مامان تو میدونی امام رضا رو چه جوری کشتن 
من: چه جوری
اهورا : واقعا که نمیدونی مامان
تو نمیدونی امام رضا رو مست کردن بعد کشتنش
من: نه مامااااااان مست چیه 
اهورا : به خدااااا بهش انگور دادن مست شده مرده 
من: نه اهورا جون مسمومشون کردن نه مست 
اهورا : حالا چه فرقی میکنه کشتن دیگه امام رضا بیچاره رو 
من:
_________________________________
یه روز دیگه:
من: اهوراااااااااااااااااااا چند بار بگم این اسباب بازیهاتو نیار وسط هال ولو نکن جمعشون کن ببر تو اتاقتتتتتتت
اهورا : عهههههههههههه مامان من دوست دارم اینجا بازی کنم خوب
من: میبینی میریم خونه ی ستایش اینا هیچ وقت اسباب بازیهاش رو نمیاره تو هال همش تو اتاقش بازی میکنه بعد جمع میکنه
اهورا: مامان، جون مادرت گیر نده اون ستایشه منم اهورام من دوست دارم اینجا بازی کنم خوب
من: ای خدااااااااااااااااااااااا
جون مادرتتتتت
اهورا :
________________
کچلم کرده بود واسه پیتزا که مثلا تو خونه درست کنیم ،جمعه داشتم براش پیتزا درست میکردم میگه مامان بده منم از این چیزاشو بریزم رو خمیر میگم مامان جون من دستم دستکشه دارم میریزم تو نمیتونی. رفته تو اتاق برگشته دستکشهای کامواییش رو پوشیده میگه خوب دیگه منم دستکش دستمه بده کمکت کنم .

خواهرم معذرتم را بپذیر
هر که پنداشت که تو میوۀ دوّم هستی
مادرش را به خیالش
تویِ نادانی خود قربانی کرد.ـ
این خجالت دارد،ـ
که رَجُل ها که ز دامانِ زنان افتادند
اصلِ خود را چو مطاعی برتر
بر سرش کوبیدند.ـ
این خجالت دارد، ـ
نطفه ای را که زنی در دلِ خود پرورده
خود ز مخلوقِ خودش حالت برتر بینـــد
و در این خود بینی
همچو گرگی بدَرد پیـــکرِ او
و پذیرد که زنان بـــردۀ مردان هستند،ـ
این خجالت دارد...ـ
این خجالت دارد...ـ
این خجالت دارد.ـ
ای سراسر غافل!ـ
تو چگونه نیمی از خلقتِ خود را سویِ تحقیر کنی!؟
یک نهادِ بی زن،ـ
اجتماعی باشد،ـ
دستِ او بُبریـــده
وَ قد وُ نیمــۀ آن پیکــرِ او
عاطل و درمانـــده
تویِ گِل وامانـــده!ـ
خواهــرم! ای مــــادر!ـ
تو بر این بـــاور شُو
که در این قرنِ تفاهم و جَهش
هر کجا مرد وَ زن زوجِ برابر هستند
خالقِ کُل به همه نعمتِ برتر داده،،
از سوئد تا کانادا:ـ
"مرد وُ زن واحــدِ یکتا هستند"
از دارفور تا افغـــان:ـ
"مادران خلقتِ بی جا هستند"
و بر این باور وُ اندیشه وُ رفتار وُ سِگال
یا که چون نروژ وُ آلمان وَ ژاپن:ـ
"همگی خوشبـختند"!ـ
یا که چون بنگلادش یا گابُن:ـ
"همگی بدبـختند"!ـ
این چنین اندیشه...ـ
که مذکر همه جا خلقتِ برتــر دارد
که مذکر همه جا حق وُ حقیقت دارد
وَ زنان بــردۀ مردان ز پیِ کسبِ تَمتع هستند،ـ
وای از این اندیشه!ـ
وای از این اندیشه!ـ
وای از این اندیشه
اینجا که من هستم کجاست ؟!!!!!!!!!!؟!؟!؟!
فقط 1% جمعیت دنیا رو داریم، اونوقت 30% کشتههای سوانح هوایی دنیا ایرانیاند،
سوار هواپیما بشی انگار سوار عزرائیل شدی؛ اصفانیا راس میگن که دیگه بلیط دوطرفه رفت و برگشت بخری ریسک داره، باید فقط یهطرفه خرید که ضرر توش نباشه!
ساعت دوازده شب چنان برفی اومد که نگو، بعد یهو ابرا رفتن برفا آب شد کم مونده بود خورشیدم نصفه شبی طلوع کنه...
بچهها دور هم جمع شدن مثلا دارن میجنگن، بهشون میگم اسم چند تا پهلوان ایرانی رو بگین، میگن: اسپایدرمن، جومونگ، مختار!
پول شارژ باطری موبایلمون از پول کارت شارژش بیشتر میشه،
پلوپز خریدم، ساخت ایران (نمیگم کدوم شهر تا توهین حساب نشه!) روش نوشته «اتوماتیک» ولی توی دفترچهاش نوشته: اگه تهدیگ قهوهای کمرنگ دوست دارین نیم ساعت، قهوهای پررنگ 45 دقیقه و قهوهای تیره یک ساعت صبر کنین و بعد پلوپز رو خاموش کنین!
میریم تو مغازه میپرسیم آقا شارژ دوتومنی ایرانسل چند؟
صندوق پیشنهادات و انتقادات گذاشتن تو بیمارستان، پره پوله.
مدیر باغ وحش پارک ارم تهران گفته مرگ ببر سیبری ممکن است ناشی از مصرف «گوشت خر» باشد. یعنی ما از ببر هم پوست کلفتتریم؟!
زنگ زدم ۱۳۴ (سامانه هوا
گو) برای هواشناسی، میگه هوا هم اکنون صاف تا قسمتی ابری همراه با افزایش ابر، وزش باد و گردوغبار، با بارش پراکنده برف و باران و مه صبحگاهی.
ماشین صفر رو از کمپانی تحویل گرفتیم، تا برسیم پمپ بنزین، بنزینش تموم شد؛
رفتم کلانتری میگم گوشیم رو گم کردم. میگه کجا گم گردی؟ میگم پارک. میگه چرا رفتی پارک؟؟؟؟
دختر 11 ساله به مامانش میگه: "آخه تو از عشق چی میدونی؟"،
ساعت ۶ صبح از ایرانسل اساماس اومده: با شارژ ۹۰۰۰ تومان دیگر، برندهی ۲۱۰ تومان شارژ هدیه خواهید شد!
دانشگاه میزنن شروع سال تحصیلی یک مهر، استاداش بیست مهر میان، دانشجوهاش یه ماه بعدش!
آمار جراحی بینی انجام شده در تهران 23 برابر کل قاره آسیا است،
با هر کی دوست میشیم، همون هفته تولدشه.
پوشکِ بچه از غذایِ بچه گرونتره!
یه میلیون وام میخوایم بگیریم، میگن ده میلیون پول باید تو حسابت باشه!
مسئول خوابگاه میگه چرا دیر اومدی؟ میگم کلاس زبان بودم مامانم در جریان هست. میتونین زنگ بزنین بپرسین.. میگه از کجا معلوم؟ شاید خودت و مامانت از قبل با هم هماهنگ کرده باشین!!!
اساماس خالی ارسال میکنی انگلیسی حساب میکنن،
همین روزهاست که گداها با یه دستگاه کارتخوان بیفتن دنبالمون!
دزدگیر ماشینمو دزدیدن!
طرف سر هیچکدوم از کلاسهای دانشگاه نمیره اما هر ترم سر کلاس تنظیم خانواده بدون غیبت حاضر میشه!
یارو دیگه تو خیابون نون جلو پاش میبینه بوس نمیکنه بزاره کنار، برمیداره میخوره
اوووووووووووووووووووووو من از کی به خونه ی مجازیم سر نزدم
.دلم براتون تنگ شده بود زیاااااااااااااااد. سال نو رو هم با تاخیر بهتون تبریک میگم. امیدوارم یه سال توپ و باحالی در انتظارتون باشه
.
اهورا آبله مرغون گرفته
به قول خودش آبله مرغ گرفته. بچه م حال نداره دیگه ،همه جاش دونه زده ،تو چشمشم دونه زده
. هی میره جلوی آینه خودشو نگاه میکنه دونه های صورتشو میشموره بعد میگه مامان من چقد زشت شدم اگه همینجوری زشتی بمونم چی
دیشب نمیتونست بخوابه هی نق میزد میگفت ای ی ی خداااا چقد میخاره مگه من چند تا دست دارم دونه هامو ناز بدم دیگه نخاره.
اینقد این بچه حال نداره اا هر کی میاد میخواد دونه هاشو نشون بده یهو میبینی شلوارشو میکشه پایین میگه ببینین چقد دون دون دارم من به جاش از خجالت قرمز میشم، دعواش کردم که دیگه مثلا این کارو نکنه
خلاصه سالی که نکوست از بهارش پیداست با ابله مرغون شروع شد با چی تموم بشه خدا میدونه.....